محمد امین سلطان القرّائی
حساب جُمّل در ادبیات و تاریخ
غرض از نگارش این مقال یادآوری فنی از فنون ادبی می‌باشد كه در ازمنه گذشته جهت بیان اتفاق‌های مهم و تاریخی در قالب عبارات و الفاظ با معانی عمیق و شیرین ادبی بكار می‌رفته و قرن‌ها در محاق نسیان و كتمان مانده است و ستاره‌های پر تلألؤش در افق‌های دور سوسو می‌زند.
طی ادوار گذشته شعرا و مورخین، زمان وقوع حوادث و اتفاقات مهم را به طریق مختلف بیان نموده‌اند. گاهی این روشها با بیان عبارات موزون ادبی و مضامین و مفاهیم عمیق تلمیح شده است. یكی از مهم‌ترین این طرق استفاده از حساب جُمّل یا حساب ابجد است. 
عبارت «عدل مظفر» كه بر سنگی مرمرین و بیضوی منقور بود و زمانی بر سر¬در مجلس شورا خودنمایی می‌كرد، هر چند كه در ظاهر مبیّن عدل و معدلت مظفرالدین شاه قاجار می‌بود. لیكن همانا كتیبه مصوبه مجاهدتهای عصر مشروطه و نص فرمان مشروطیت را با خود می‌كشید و در محاسبة تاریخ آن سال 1324 هـ. ق را تداعی می‌نمود. 
بی گمان حاج حسین آقا نخجوانی با تألیف كتاب «مواد التواریخ» مرجع و مأخذ ارزشمندی برای علاقمندان این فن پدید آورده‌اند . حاج حسین آقا نخجوانی جمع زیادی از ماده‌های تاریخ را از ازمنة گذشته و عصر حاضر در كتاب «مواد التواریخ» گرد آورده است. خود آن را در چهارده سفینه منقسم نموده و تاریخ آغاز نگارش كتاب را عبارت (مواد التواریخ) به حساب ابجد 1299 شمسی قرار داده است. نظر به اینكه كتابت آن بیست و دو سال طول كشیده است، مرحوم علیرضا خان وقایعی متخلص به رضایی از شعرای تبریز سال اتمام كتابت كتاب را عبارت (سفینه فی السفینه) یعنی سال 1321 شمسی نگاشته است. 
فن حساب جُمّل یا ابجد كه جهت بیان تاریخ وقایع مهم در قالب كلمه، عبارت، جمله یا مصرعی از بیت شعری به كار گرفته می‌شود، علاوه بر آنكه فنّ حساب، محاسبه و ریاضیات است، نیز از ظرایف فنون شعریه می‌باشد و جزء صنایع مستظرفه مانند موسیقی، خطاطی، نقاشی و امثال آنهاست. نحوه ساختن آن كه با طبایع ادبی و بدایع شعری وابستگی تنگاتنگ دارد، چنین است كه ابتدا ماده (جوهر) تاریخ را كه بیانگر وقوع حادثه تاریخی است، می‌سازند و سپس شعری در قالب قطعه یا قصیده یاغزل بر آن پرداخته می‌گردد. 
برای یادآوری و آگاهی خوانندگان این سطور از چند و چون برابرسازی الفاظ و 
عبارات با اعداد و تاریخها نخست صور هشتگانه حروف جُمّل و سپس جدول 
ارزشی حروف 28 گانه عربی را ذیلا می‌آوریم: 
ابجد، هوّز، حطّی، كلمن، سعفص، قرشت، ثخذ، ضظغ 
جدول ارزشی حروف 28 گانه عربی: 
حرف معادل عددی حرف معادل عددی حرف معادل عددی
ا 1 ی 10 ق 100
ب 2 ك 20 ر 200
ج 3 ل 30 ش 300
د 4 م 40 ت 400
هـ 5 ن 50 ث 500
و 6 س 60 خ 600
ز 7 ع 70 ذ 700
ح 8 ف 80 ض 800
ط 9 ص 90 ظ 900
غ 1000

در مورد چهار حرف زبان فارسی كه اضافه بر 28 حرف عربی است لازم است توضیح دهیم: 
گ هم ارز ك «20» و چ هم ارز ج «3» و پ هم ارز ب «2» و ژ هم ارز ز «7» محاسبه خواهد شد. 
برای مثال «عدل مظفّر» را از طریق جدول یاد شده محاسبه می‌نماییم: 
1324= 200+ 80+ 900+ 40+ 30+ 4+ 70
كه مبین سال 1324 قمری، سال صدور فرمان مشروطیت است.
قدیمی‌ترین تاریخی كه به حساب ابجد از شعرای فارسی زبان به نظر رسیده و با حروف مقطعه ابجد گفته شده از مسعود سعد سلمان است كه در تفویض حكومت هندوستان به سیف الدوله محمود بن ابراهیم گفته شده است و مطلع و مقطع آن چنین است: 
چو روی چرخ شد از صبح چون صحیفه سیم 
ز قصر شاه مرا مژده داد باد نسیم 
كه پادشاهی صاحبقران شود به جهان 
چو سال هجرت بگذشت تی و سین و سه جیم 
كه محاسبه تاریخ آن چنین است: 469(هـ ق)= 400(ت) +60 (س)+3 (سه) × 3 (ج)
قدیمی‌تر از نیمه دوم قرن پنجم هجری ماده تاریخی به حساب جُمّل یا حروف مقطعه ابجد از فارسی زبانان به نظر نرسیده است. حكیم انوری ابیوردی در تعریف و تاریخ عمارت مجدالدین ابوطالب از سادات موسوی بلخ قصیده‌ای گفته كه متضمن ماده تاریخ است. سه بیت از آن چنین است:  

ای نمودار سپهر لاجورد
گشته ایمن چون سپهر از گرم و سرد 
هم سپهر از رفعت سقفت خجل
هم بهشت از غیرت صحنت به درد 
بوده در نرد و فرح نقشش به كام
تا (فرح) تاریخ این نقشست و (نرد) 
كه (فرح نرد) 542 هـ. ق تاریخ عمارت است. 
بسیاری از خوانندگان این سطور از مسجد امام (مسجد شاه عباس صفوی) در اصفهان بازدید كرده‌اند و اشعاری را كه حاكی از چگونگی ساختمان مسجد است و بر در بزرگ ورودی آن نقش بسته ملاحظه نموده‌اند. مقطع این اشعار كه نمایانگر تاریخ اتمام ساخت مسجد است، چنین است: 
فكر تاریخ كرد واهب و گفت
«شد در كعبه در صفاهان باز» 
كه مصرع دوم بیت در حساب جُمّل به 1046 هـ. ق دلالت می‌كند. محاسبه آن ذیلا آمده است: 
7+1+2+50+1+5+1+80+90+200+4+5+2+70+20+200+4+4+300
هـ ق 1046=
حافظ حسین كربلایی تبریزی ماده تاریخ اتمام نگارش كتاب روضات الجنان و جنات الجنان را «زیارات قبور اولیا» قرار داده كه مطابق با سال 975 هـ ق است و محاسبه آن چنین است: 
هـ ق 975= 1+10+30+6+1+200+6+2+100+400+1+200+1+10+7
خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی در ماده تاریخ وفات شیخ بهاءالدین، قاضی عصر شاه شجاع چنین گوید: 
بهاء الحق و الدین طاب مثواه
امام سنت و شیخ جماعت 
چو می‌رفت از جهان این بیت می‌خواند
بر اهل فضل و ارباب براعت 
به طاعت قرب ایزد می‌توان یافت
قدم در نه گرت هست استطاعت 
بدین دستور تاریخ وفاتش
برون آر از حروف (قرب طاعت) 
كه تاریخ (قرب طاعت) معادل 782 هـ. ق است و به حساب حروف جمل بدین صورت می‌باشد: 
هـ. ق 782= 400+70+1+9+2+200+100
حساب ابجد كه در قالب شعر و جملات لطیف و ظریف و برلطایف ادبی و صنایع شعری مشتمل است، یك ورزش فكری و ریاضت ادبی نیز است. از جمله عبارت (نورالله مرقده) 672 هـ. ق تاریخ وفات خواجه نصیرالدین طوسی، (طاب ثراه) 718 ه.ق تاریخ شهادت خواجه رشیدالدین وزیر سلطان ابوسعید بهادرخان و عبارت (الخیر فی ما وقع) 1148 هـ. ق تاریخ جلوس نادرشاه افشار است. در تاریخ بنای مسجد صاحب الامر تبریز، كه به حكم جعفرقلی خان دنبلی ساخته شده، مونس از شعرای آن عصر چنین گفته است: 
جهان عزّ و شان جعفر قلی خان
كه حكمش را قضا گردیده منقاد 
ز جودش حاتم طائی به ناله
ز قهرش رستم دستان به فریاد 
نبندد حق به رویش در، كه الحق
در طاعت به روی خلق بگشاد 
چو آبادان شد این مسجد به تبریز
از آن نیكو نهاد نیك بنیاد 
رقم زد كلك مونس بهر تاریخ
(زحكم خان شد این مسجد، آباد)
         1208 هـ. ق 
در تاریخ بنای مقبره نادرشاه در مشهد مقدس كه حسب¬الامر نادر ساخته و پرداخته شده، نشاء تبریزی این قطعه را به زبان تركی گفته است: 
شه شهان فلك رتبه نادر دوران
كیم اولدی أمرینه تابع جهاندا هر كیم وار 
بو بقعه، صورت اتمامه چون قرین اولدی
ندای هاتف غیب ایلدی منه اشعار 
بهشت دن بیر اثر دور بو، نشاء دنیاده
گرگ كه یازیلا تاریخی (جنت آثار)
                           1155 هـ. ق 
برای ساختن ماده تاریخ قواعدی لازم است كه باید مراعات شود. از جمله گوینده ماده تاریخ باید حروف مكتوب را به حساب آورد. مثلا در كلمات اسحق و اسمعیل، الف مقصوره حساب نمی‌گردد و در كلمات الجنّه و الرّوضه و امثال آنها، اگر در حال وقف است مثل «دخل الجنّه» باید آخر الجنّه (هاء) حساب شود، و اگر اضافه شود مثل «جنّه الفردوس» باید آخر جنّه، (تاء) حساب شود. همچنین حروف مشدد را یكی حساب می‌كنند. غیر از لفظ جلاله كه همیشه با دو لام محاسبه می‌شود. ماده تاریخ اغلب طوری گفته می‌شود كه نام و نشان شخص یا كیفیت واقعه هر چه باشد از عبارت آن مفهوم گردد. مثلا در تاریخ یكی از زلزله‌های تبریز كه بسیار سخت بوده و خرابی زیادی به بار آورده این ماده تاریخ را گفته‌اند: (از زلزله شد خراب) 1194 هـ. ق كه هم تاریخ زلزله و هم كیفیت واقعه بیان شده است. در اوایل استادان بزرگ، تاریخ را به عبارت فارسی، بدون اینكه به حساب جُمّل مربوط باشد، گفته‌اند و بیشتر فردوسی، سعدی، ابن یمین و سنایی بدین نحو تاریخ گفته‌اند و در اشعارشان تاریخی به حساب جُمّل دیده نشده است. بعضی از شعرا ماده تاریخ را به طور «معما» گفته‌اند. مثلا از گفته هلالی خراسانی در تاریخ وفات قاضی نظام از علمای زمان سلطان حسین بایقرا در سنه 900 هـ. ق: 
رفت قاضی نظام از عالم
داشت شصت و سه سال آن سرور 
گر تو تاریخ فوت او خواهی
نام را از نظام بیرون بر 
اگر «نام» را از «نظام» بیرون كنیم. (ظ) می‌ماند كه سال 900 هـ. ق را حاكی است. بعضی دیگر از شعرا، جمله یا عبارتی را تاریخ گفته‌اند كه لفظاً و معناً هر دو تاریخ است. مثلا شیخ فیضی در تاریخ وفات ملا عزالی مشهدی كه از شعرای دربار اكبر شاه بوده و اصلاً اهل خراسان، ولی ساكن هند بوده و در دربار مذكور به لقب ملك الشعرایی ملقب گردیده، گفته است: 
قدوة نظم غزالی كه سخن
همه از طبع خداداد نوشت 
خامه چون بر كف اندیشه نهاد
نكته پی در پی استاد نوشت 
نامة زندگی او ناگاه
آسمان بر ورق باد نوشت 
عقل تاریخ وفاتش به دو طرز
(سنه نهصد و هشتاد) نوشت 
    980 هـ ق
مثال دیگر از این طریق گفته الفتی ساوجی است كه در تاریخ اتمام نگارش ریاض الصّنایع در علم عروض تألیف خود، این قطعه را گفته است: 
ریاض الصّنایع چو اتمام یافت
به امداد توفیق پروردگار 
طلب كردم از كلك، تاریخ آن
رقم زد (چل و هشت سال هزار) 
              1048 هـ. ق 
عبارت (چل و هشت سال هزار) به حساب جُمّل نیز هزار و چهل و هشت می‌شود. به صورت زیر: 
هـ. ق 1048= 200+ 1+7+5+30+1+60+400+300+5+6+30+3
همان گونه كه ملاحظه می‌كنید، عموماً در موارد یاد شده عمل ریاضی معمول، عمل جمع است. لیكن بعضی از شعرا به طرز دیگری ماده تاریخ گفته‌اند. بدین معنی كه از یك جمله، عبارتی را موضوع می‌كنند و لفظ دیگری از آن كم یا بر آن می‌افزایند و این طرز را جمع¬و¬خرج گویند. یعنی علاوه بر عمل جمع، عمل تفریق نیز به جای خود در آن دخیل خواهد بود. مثال از گفته میرزا زین‌العابدین خان تفرشی مستوفی كه در تاریخ بنای باغی چنین گفته است: 
بلبلی سر به درون كرد پی تاریخش
مژده آورد به بیرون كه بگو (باغ ارم) 
(باغ ارم) 1244 به اضافه «ب» 2 سر بلبل 1246 می‌شود. مژده را كه 56 است، بیرون می‌كنیم 1190 هـ. ق باقی می‌ماند كه تاریخ بنای باغ است. 
همچنین ملك الشعراء فتحعلی خان صبا در تاریخ فوت آقا محمدخان قاجار و جلوس فتحعلی شاه قصیده‌ای گفته كه مصرع دوم بیت آخر آن به همان طرز جمع و خرج متضمن تاریخ است. چند بیت از مطلع و مقطع قصیده چنین است: 
چرا غمگین نباشد دل، چرا خرّم نگردد جان 
كه هم از یاری اختر و هم از یاری یزدان 
به حسرت سوی جنّت شد ز تخت خسروی قیصر 
به عشرت زیب مسند شد به قصر قیصری خاقان 
غرض شاه كهن چون شد به سوی گلشن جنّت 
شد از شاه جوان عالم به سان روضه رضوان 
رقم زد منشی طبع صبا از بهر تاریخش 
ز «تخت» (آقا محمدخان) شد و بنشست (باباخان) 
اگر از كلمه «تخت» 1400، (آقا محمدخان) را كه 845 است كم كنیم، (باباخان) را كه 657 است، اضافه نماییم حاصل 1212 هـ ق می‌شود كه تاریخ فوت آقا محمد خان قاجار و تاریخ جلوس فتحعلی شاه قاجار (باباخان) است. 
محقق فقید جعفر سلطان القرائی ضمن مطلبی كه در سوگ علی اكبر دهخدا نوشته و به زمان خویش در مجله یغما چاپ شده است، با اشارت به طرز جمع و خرج مذكور، چنین گوید:
از «لغت»، «نامه» گر جدا خوانی
رحلت خواجه دهخدا دانی 
كه به حساب ابجد چنین است: هـ ش 1334=(نامه)96- 1430 (لغت) 
مصرع «برگی» از «درخت آسمان هنر» افتاد، از قطعه شعری از نگارنده، به طریقه جمع و خرج یاد شده، حاوی ماده تاریخ به سال شمسی در وفات «استاد برگی» هنرمند نقاش است و محاسبه آ‌ن چنین است: 
(هـ ش)1380= 232- 1612= (برگی) 232- «(درخت) 1204+ (آسمان) 153+ (هنر) 255»
در محاسبه فوق مدّ كلمه «آسمان» هم ارز با «الف» بوده و 1 محسوب شده است. 
تك بیت زیر از نگارنده متضمن ماده تاریخ به سال قمری در وفات حجة‌الاسلام والمسلمین مرحوم آقا سید حمزه حسینی اسفهلانی است بدین صورت: 
پرسیدم از رفیقی، تاریخ فوت او گفت
«درد، آه، رفت حسینی در چلّه ‌ی حسینی» 

ه.ق1423=208 +7  +680+  138+  204+  48+   138  
            درد،   آه،   رفت،  حسینی،   در،  چله¬ی،  حسینی

كه هم مبیّن روز وفات یعنی اربعین حسینی و هم از حساب جُمّل بیانگر سال 1423 هـ ق است. 
هشتم مرداد ماه یادآور وفات استاد فقید مرتضی رسام نخجوانی است. عبارت «آه» از «غم فراقی» در مادّه تاریخ رحلت ایشان به طریق جمع و خرج مذكور از جانب نگارنده ساخته شده است. قطعه‌ای منظوم نیز بر آن عبارت در وزن عروضی «مفعولُ فاعلاتٌ، مفعولُ فاعلاتٌ» به وسیله نگارنده پرداخته شده است. ابیاتی چند از آن ذیلا آورده می‌شود: 
رسام نخجوانی، رفت از جهان فانی 
در ماتمش بگرید، خصم و رفیق جانی 
نقشش چه بی بدیل است، افسوس رفت از دست 
رسام حاذق آمد، در باغ جاویدانی 
دل را سپرده‌ام من، بر آبرنگ استاد 
با چشم دل نگه كن: معرفت و معانی 
پرسیدم از وفاتش، طبع امین ندا زد: 
«آه» از «غم فراقی»، شد فوت نخجوانی 
تاریخ وفات استاد مرتضی رسام نخجوانی:

ه.ق1424=7   -    1431 
             آه   از   غم فراقی

در محاسبه فوق نیز مدّ كلمه «آه» همانند «الف» 1 محسوب شده است.
ماده تاریخ زیر نیز به طریقه جمع و خرج مزبور به وسیله نگارنده در وفات والده ماجده ساخته شده، سپس در سوگ او ابیاتی چند بر آن پردازش شده است:
وا حسرتا از جمع ما نور و صفای خانه رفت
دردا، دریغا، محنتا آن مادر از كاشانه رفت 
دردم همی گردد فزون، از گردش این چرخ دون 
چشمم سرشك جوی خون، آن  گوهر دردانه رفت
گشته شب و روزم تهی، گریم به سوگش من ولی 
گویم به فریاد جلی، آن مونس یكدانه رفت 
خالی شد آن پیمانه‌ام، خاك جهان شد بر سرم 
آ‌خر شكست آن ساغرم، از پیش من جانانه رفت 
پرسیدم از طبع امین، در حالت بغض و غمین 
ناگه  ندا  شد  پر طنین،   آن  «شادی»  از   «غمخانه» رفت
تاریخ وفات به سال شمسی 1381=  315     -    1696

سال «غم و حرمانم»، سال 1385 شمسی، سال وفات فاضله عارفه، حاجیه خانم فاطمه سلطان القرائی عمّه نگارنده می باشد كه توسط تحریر كننده این سطور ابیاتی چند بر آن پرداخته شده است:
افسوس و دوصد هیهات، پژمرد گل و بستان
درد و الم و محنت، شد خانه دل ویران 
دوریش بنتوانم، از درد همی نالم
بر خویش همی پیچم، آه از الم هجران 
هم جانم و هم جانان، نالم ز غم حرمان
جویم فرجی از او، بر درد دلم درمان
یا رب زچه من نالم، از چه بخودم بالم
از بخت بد خویشم یا چرخ دگرگردان!؟
شد مادر فرزانه در زیر تراب اینك
حسرت و صد افسوسم، از دست برفت آسان 
كو آن دم خاقانی، كو آن سر سلطانی
شد زیر «رخ» خاكش، از «اسب» بشد خاقان 
جان من و جان او، كی دست رسد بر او
هیهات دگرجوئی، بوئی ز تن جانان 
هر كو كه به خاك تو با گریه روان گردید
بر خاك شده مفتون، بر خاك شده حیران 
هیهات دگر گیتی چون تو صنمی آرد
چون تو نه دگر زاید فرزانه این دوران 
با حیرت و بغض و درد، پرسان شدم از تاریخ
آمد رقم جُمّل، لرزان نفس و نالان: 
سال «غم وحرمانم»! شد مادر تو از دست
      (1385 شمسی)
با آب دو چشم خود، بنویس رقم «سلطان»
فنّ دیگر طریقه زُبُر و بیّنات است و آن از این قرار است كه زُبُر، نخستین حرف ملفوظ از نام كامل عربی هر حرف است و ما بقی آن را بیّنات خوانند. مثلاً: از حرف «الف» زُبُرش برابر «ا» است كه ارزش آن به حساب جُمّل «یك» است و بیّنه‌اش «لف» است كه ارزش آن به حساب جُمّل «110» است و از حرف «با» زُبُرش «ب» با ارزش«2» و بیّنه‌اش «ا» با ارزش «یك» است و به همین ترتیب از حرف «جیم» زُبُرش «ج» با ارزش «3» و بیّنه‌اش «یم» با ارزش «50» است و الی آخر.

13534
شماره خبر:
aa
ارسال کننده :
102
تعداد بازدید :
يکشنبه 18 بهمن ماه 1388 ساعت 0:52
زمان ارسال :