قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران روزانه 4/5 میلیون بشكه نفت صادر می كرد. هم اینك این میزان به حدود 2/2 میلیون بشكه نفت كاهش پیدا كرده است. بنابراین سهم هر نفر از بابت میزان صادرات نفت كمتر از نصف شده است . این در حالی است كه جمعیت كشور نیز به دو برابر قبل از انقلاب رسیده و در نتیجه سهم هر نفر از میزان صادرات نفت به كمتر از یك چهارم تقلیل یافته است .
قدرت خرید دلار در بازارهای بین المللی نیز در این مدت، حداقل نصف گردیده و در نتیجه سهم هر نفر ایرانی از بابت صادرات نفت، با توجه به عوامل فوق الذكر، به كمتر از یك هشتم قبل از انقلاب رسیده است و از این پس نیز با هر تولد جدیدی این نسبت كاهش خواهد یافت. این عوامل عمدتاً به نوع حكومت مربوط نیستند. این موضوع در كشورهای دیگر همسایه با رژیم های متفاوت نیز به همین گونه بوده است.
تنها عاملی كه به انقلاب اسلامی مربوط می شود كاهش صادرات نفت بوده كه به نفع نسل فعلی است. ضمن اینكه اگر هم اكنون میزان صادرات نفت را به 4/5 میلیون بشكه در روز برسانیم آنقدر قیمت نفت كاهش خواهد یافت كه تفاوتی در درآمد نفت ایران نخواهد داشت كما اینكه اگر همین مقدار نفت را نیز صادر نكنیم قیمت نفت به دو برابر وضعیت فعلی خواهد رسید.
حال با شناخت این زمینه و واقعیات، می توان مثلا در مورد توسعه ظرفیت دانشگاه ها به عنوان یكی از دستاوردها، به ارزیابی صحیحی دست یافت.
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ظرفیت كل دانشگاه ها و آموزشگاه های عالی، جمعاً حدود 135 هزار نفر بوده است. هم اینك این ظرفیت به 7/2 میلیون نفر یعنی 20 برابر قبل از انقلاب رسیده است. اما چون جمعیت كشور دو برابر شده، بنابراین دسترسی هر ایرانی به دانشگاه 10 برابر قبل از انقلاب شده است كه دستاورد بزرگی محسوب می گردد.
اگر سهم هر نفر از ارزش دلار حاصله از صادرات نفت قبل و بعد از انقلاب را در نظر بگیریم با توجه به اینكه سهم هر نفر، اینك حداقل به یك هشتم قبل از انقلاب رسیده است. برای ارزیابی عملكرد انقلاب با توجه به اینكه سهم هر نفراز نفت هشت برابر كم شده و دسترسی هر نفر به دانشگاه ده برابر افزایش یافته در نتیجه دستاورد را باید هشتاد برابر قبل از انقلاب ارزیابی نمود.
مقایسه با عربستان سعودی
گاهی برخی از افراد در بازگشت از زیارت مكه مكرمه با اشاره به سفری كه سالها قبل نیز داشتند، عنوان می كنند كه درآن زمان هر نوشابه یك ریال سعودی بود و اینك نیز همان یك ریال است، حال آنكه قیمت نوشابه در ایران (به ریال ایران) افزایش چشمگیری داشته است .
در این راستا باید توجه داشت كه عربستان با جمعیتی 24 میلیون نفری یعنی حدود یك سوم جمعیت ایران، تقریبا چهار برابر ایران نفت صادر می كنند و به عبارتی، سهم هر تبعه عربستان از نفت صادراتی، حدود 12 برابر سهم هر ایرانی است و به اتكاء از خالی نشدن زیر پایشان از این ثروت عظیم، قیمت نوشابه را یك ریال سعودی نگاه داشته اند. ضمن اینكه در ایران با وجود افزایش ظاهری قیمت نوشابه دسترسی مردم به انواع نوشابه ها بیشتر شده و وضعیت بگونه ای است كه مردم بسیار فراتر از قبل از انقلاب به مصرف نوشابه می پردازند، كه به معنی افزایش قدرت خرید مردم است.
مقایسه با امارات متحده عربی
عده زیادی در ایران بارها به امارات متحده عربی سفر كرده و شاهد پیشرفت ساختمان سازی و تجارت در این كشور بوده اند و در مقایسه با ایران بویژه شهرهای حاشیه خلیج فارس دچار توهم می شوند .
در حالی كه وسعت ایران 20 برابر امارات و جمعیت ایران حدود 70برابر امارات متحده عربی است میزان صادرات نفت آن كشور حدود5 /2 میلیون بشكه در روز یعنی بیشتر از ایران می باشد. در حقیقت سهم هر اماراتی از میزان صادرات نفت خام حدود 80 برابر سهم هر ایرانی است به عبارت دیگر سهم هر اماراتی از نفت صادراتی در هر سال معادل سهم هر ایرانی در طول 80 سال عمر خود است . باید در ارزیابی پیشرفت های حاصله در ایران این نكته را مورد توجه قرار داد تا بتوان به قضاوتی منصفانه و واقع بینانه دست یافت.
مقایسه با آلمان و انگلستان
كشور آلمان از تامین اجتماعی وسیعی برخوردار است مثلاً حقوق بیكاری وضع شده به نحوی است كه این مقدار حقوق از حقوق بسیاری از كارمندان و حتی مدیران ایران بیشتر است .
در انگلستان سیستم درمانی آن پیشرفته است و همه مردم تحت پوشش درمان رایگان در بسیاری از موارد قرار دارند.
مقایسه وضع این كشورها با ایران و عملكرد ضعیف تر ایران در این زمینه ها، می تواند نزد برخی از افراد، ملاك ارزیابی عملكرد ها و دستاوردها در ایران واقع گردد . این در حالی است كه امسال به صورت كم سابقه ای ایران 40 میلیارد دلار درآمد از محل صادرات نفت خام داشته است د رحالی كه آلمان فاقد منابع نفتی است و انگلستان از نفت محدودی برخوردار می باشد.
برای یك مقایسه معقول باید این نكته را توجه داشت كه اولاً انگلستان قرن ها مستعمرات زیادی در جهان داشته . و از جمله در مقاطعی یك سوم خشكی های عالم مستعمرات رسمی انگلستان بوده و این كشور با سوء استفاده و غارت منابع كشورها، تمام زیربناهای كشورخود را ساخته است . آلمان نیز برای بدست آوردن چنین موقعیتی تلاش ناموفقی را در دو جنگ جهانی تجربه كرد. انگلستان هنوز هم مستعمراتی دارد و با نفوذی كه در بسیاری از كشورها دارد، درآمدهای نامشروعی را نصیب كشور خود می سازد. ثانیاً انگلستان وآلمان مالیات بسیار سنگینی را از مردم خود می گیرند به نحوی كه گاه به 42 درصد تولید ناخالص داخلی آنها می رسد . میزان مالیات دریافتی در آلمان حدود 400 میلیارد دلار است كه این مقدار 10 برابر اوج در آمد نفتی ایران در سال جاری (1384) است . طبیعی است كه وقتی 400 میلیارد دلار مالیات دریافت می نماید، سهم هر بخش از كشور از جمله سهم تامین اجتماعی آن بزرگ خواهد بود.
كل تولید ناخالص داخلی ایران 200 الی 300 میلیارد دلار ارزیابی می شود كه از میزان مالیات های دریافتی از مردم در آلمان كمتر و در خوشبینانه ترین حالت با آن مساوی است. توجه به این آمارها بستر قضاوت صحیح در مقایسه بین كشورها را فراهم می آورد.
درآمدهای نفتی
یكی از بیماریهای مزمن اقتصادی كشور كه هنوز موفق به رهایی از آن نشده ایم وابستگی اقتصادی كشور به صادرات نفت است. از این بدتر، وابستگی ذهنی به نفت است كه بدتر از وابستگی عملی اقتصاد به نفت و مانع بزرگی برای رهایی از آن می باشد. طی سالهای اخیر جهان شاهد افزایش چشمگیر قیمت نفت بوده است و در نتیجه آن، درآمدهای ایران نیز افزایش داشته است .
سال گذشته این درآمد به 30 میلیارد دلار رسید و در سال جاری به 40 میلیارد می رسد. این مقدار 2 تا سه برابر درآمدهای نفتی ایران در بسیاری از سالهای انقلاب اسلامی است. این درآمد، این توقع را در افكار عمومی ایجاد كرده است كه با آن بتوان بسیاری از مشكلات را برطرف نمود. تجزیه و تحلیل این درآمدها می تواند كمكی شایان به ارزیابی صحیحی از اوضاع نماید .
ایران در حالی امسال 40 میلیارد دلار درآمد دارد كه حدود 20 میلیارد دلار بدهی خارجی داشته واز بابت آن سود پرداخت می كند.
بسیاری ازمردم انتظار دارند كه این درآمدها بر سر سفره آنها بیاید وتصور می كنند كه اگر چنین شود مشكلی برای آنها باقی نمی ماند و گاه عده ای بر این تصورند كه چون علی رغم درآمدهای نفتی ایران برخی نیازهای مرم رفع نمی گردد، پس لابد سوء استفاده های كلانی از این درآمدها به عمل می آید. تجزیه و تحلیل رقم درآمدی 40 میلیارد دلاری می تواند اندازه واقعی این رقم را نشان دهد. اگر فرض كنیم كه این درآمد 40 میلیارد دلاری، صرف هیچ یك از ضروریات كشور مثل دفاع و امنیت، عمران و آبادانی، آموزش و درمان و سایر امور نشود و مستقیماً بین مردم تقسیم گردد، گرچه این فرض، فرضی محال است، با احتساب هر دلار900 تومان و جمعیت 70 میلیون نفری ایران، سهم هر ایرانی از درآمد نفت ماهیانه حدود 42 هزار تومان می شود. اگر حدود 2 هزار تومان آن را هزینه های استخراج و صادرات نفت فرض كنیم، سهم هر ایرانی از اوج درآمدهای نفتی 40 هزار تومان در هر ماه خواهد شد. گفته شد كه بدهی خارجی ایران 20 میلیارد دلار است كه از بابت آن سود نیز پرداخت می شود.
طبیعتاً با اتكاء به چنین درآمدی كه تازه نتیجه شكسته شدن ركورد قیمت نفت بوده، نمی توان مشكلاتی مثل مسكن، اشتغال، ازدواج، تحصیل، رفاه و تفریح را رفع كرد. باید توجه داشت این بودجه بین همه دستگاه ها توزیع و همه دستگاه ها بلا استثنا آن را ناكافی ارزیابی می كنند و به درستی تاكید می كنند كه اگر بودجه آنها افزایش یابد، خواهند توانست خدمات بیشتر و بهتری را به مردم ارائه نمایند، لیكن بودجه كشور محدود است و نمی توان با اتكاء به درآمدهای نفتی همه خواسته ها را برآورد نمود.
در محاسبه درآمدهای نفتی باید توجه داشت كه به دلیل افزایش قیمت جهانی نفت، قیمت جهانی كالاها و محصولات نیز افزایش یافته است و در نتیجه ایران ناچار است برای نیازهای وارداتی خود هزینه بیشتری را متقبل گردد.
صادرات غیر نفتی
وقتی صحبت از درآمدهای نفتی پیش می آید، اذهان معمولاً به سمت و سوی درآمدهای غیر نفتی سوق می یابد و این موضوع مطرح می گردد كه ایران علاوه بر صادرات نفت، صادر كننده اقلام گران قیمتی مثل زعفران، خاویار، فرش، پسته و حتی مس و سنگ و آب و خاك و نیز محصولات پتروشیمی نیز هست .
لازم به ذكر است كه تلاش شد رقم صادرات غیر نفتی در سال جاری به رقم بی سابقه10 میلیارد دلار برسد كه این رقم محقق نگشت . اما اگر فرض را بر تحقق آن قراردهیم و سود صادرات آن را 10 درصد كه درصد بالایی برای سود انواع محصولات صادراتی ایران محسوب می شود در نظر بگیریم، سود صادرات غیر نفتی به یك میلیارد دلار خواهد رسید.
اگر فرض كنیم كه كل مبلغ صادرات و یا سود آن باید به طور مساوی بین همه مردم و نه تولید كنندگان و صادر كنندگان توزیع گردد، سهم هر نفر از كل صادرات غیر نفتی 10 هزار تومان در ماه و سهم هر نفر از سود حاصل از صادرات غیر نفتی فقط هزار تومان درهر ماه خواهد شد كه با افزودن آن به رقم 40 هزار تومان ماهیانه سهم هرنفر از كل صادرات نفتی جمع سهم هر نفر از صادرات نفت و سود صادرات غیر نفتی به 41 هزار تومان در هر ماه خواهد رسید. حال در توقعات از دولت ونیز در ارزیابی عملكردها باید این واقعیات را در نظر گرفت.
با توجه به شرایط فوق الذكر، بستر و زمینه واقعی برای ارزیابی عملكرد ها میسر خواهد شد. تازه باید به واقعیت های فوق این واقعیت را نیز اضافه كرد كه در طول این 27 سال ایران دائماً در معرض تحریم قرار داشته و 8 سال جنگ تحمیلی را هم تحمل نموده است و با این وصف دستاوردهای انقلاب اسلامی بسیار بزرگ بوده است .
نعمت نفت، نعمت بزرگی است كه ملت ایران از آن برخوردارند. میزان ذخایر نفتی ایران 6 برابر كل ذخایر نفتی آمریكا و 8 برابر كل ذخایر نفتی اروپا و حدود 4 برابر كل ذخایر اروپا و آمریكا است.
اگر قرار بود ایران 40 میلیارد دلار درآمد خالص كه امسال از طریق صادرات نفتی بدست آورده است، از طریق سود صادرات غیر نفتی به دست آورد، با فرض سود 10 درصدی صادرات غیر نفتی می بایست حداقل 400 میلیارد دلار كالای غیر نفتی صادر می نمود، كه 40 برابر هدف صادراتی سال جاری است كه البته متاسفانه موفق به رساندن صادرات غیر نفتی به 10 میلیارد دلار نشدیم. تازه برای تولید 400 میلیارد دلار كالاهای غیر نفتی، باید مقدار بسیار بیشتری سوخت برای این مقدار تولید اختصاص می دادیم. بنابراین نمی توان این مقدار درآمد دولت را ناچیز شمرد. بلكه باید اندازه واقعی آن را دانست و بر اساس آن برنامه ریزی كرد، عملكردها و دستاوردها را ارزیابی و توقع ها از بودجه و دولت و كلا مدیریت نظام را تنظیم و تعدیل نمود.
درآمد نفت در آینده
اگر درآمد نفت را طی چهار سال و بلكه 20 سال آینده (تا سال چشم انداز 1404) ثابت و سالی 40 میلیارد دلار فرض نمائیم، فرض كنیم كه طی 4 سال و 20 سال آینده جمعیت كشور افزایش نیابد و در حد 70 میلیون نفر باقی بماند و اگر فرض كنیم كه طی این سالها كل درآمد نفت صرف هیچ یك از ضرورت های ایران نشود، و ماهیانه به هر نفر 40 هزار تومان اختصاص یابد، سهم هر نفر در یك دوره 4 ساله كمتر از 2 میلیون تومان و سهم هر نفر از درآمدهای نفتی صادراتی، در طول 20 سال آینده، مجموعا كمتر از 10 میلیون تومان خواهد بود. این در حالی است كه منابع نفتی رو به كاهش و جمعیت نیز رو به افزایش است و پیش بینی می شود كه جمعیت كشور در سال 1404 بین 90 الی 100 میلیون نفر باشد، ضمن اینكه درآمد نفتی، بخش قابل توجهی از بودجه كشور برای تامین هزینه های ضروری كشور در ابعاد مختلف را تشكیل می دهد.
باید راههایی برای هزینه صحیح این درآمدها یافت و باید از هزینه آن در امور جاری و به عبارتی یك بار مصرف پرهیز نمود. حال آنكه بیشتر خواسته های مردم صرف این درآمدها به صورت بودجه جاری است.
استراتژی غرب در قبال انقلاب اسلامی ایران
جرالد سگال مدیر مطالعات انستیتو بینالمللی استراتژیك لندن كه در هفته نامه آمریكایی نیوزویك در فروردین ماه 1377 منتشر شده است، عمق سیاست غرب در قبال ایران را نشان میدهد. وی میگوید:
" ... غرب باید به شیوهیی كه كمونیسم را مهار و آلوده كرد با سایر دشمنان خود عمل كند .... آلوده سازی، شیوههای فراوانی دارد كه تجارت با دشمن و .... از راههای اصلی آلودهسازی جوامع است.... اكنون نیز باید یك استراتژی دوگانه مهار و آلودهسازی در دستور كار باشد... مهار كافی نیست و آلودهسازی مهمتر است. ... خوشبختانه آلودهسازی شیوههای فراوانی دارد كه تجارت با دشمن (در كالاهای غیر استراتژیك) و .... از جمله آنهاست ... " (1)
همچنین انستیتو سیاست خاورمیانه واشنگتن، نتیجه مطالعات سال 2000 خود را منتشر نموده است و در آن تأكید كرده است كه:
" ... صادرات كالاهای مصرفی به ایران باید از سر گرفته شود، این كار باعث كم شدن ارز خارجی موجود در ایران خواهد شد ... " (2)
ممكن است تصور شود كه سیاستهای فوق مربوط به دشمنی غرب با ایران در نظام جمهوری اسلامی ایران است. اسناد و مدارك نشانگر آن است كه غرب اصولا با ملل مسلمان خصومت داشته است و سیاست خویش علیه مسلمان را حتی در زمان رژیمهای دست نشانده نیز دنبال میكرده و اصولا برای اعمال همین سیاستها بوده است كه با كودتا و هزار طرفند و توطئه دیگر، رژیمهای مزدوری را بر كشورها حاكم میكرده است.
استراتژِی غرب در رابطه با ایران در قبل از انقلاب
فرهنگ مصرف زدگی و تجمل گرایی در جامعه كه بسیار گسترده است، در ادارات نیز نمود مییابد. مصرفهای بیرویه در ادارات، تجمل گراییها و تغییر مكرر دكوراسیونها، نشأت گرفته از این فرهنگ غلط جاری است.
آنتونی پارسونز آخرین سفیر انگلیس در رژیم شاه كه پس از 5 سال سفارت و فقط 5 روز قبل از فرار شاه از كشور، ایران را ترك كرد در كتاب خود تحت عنوان "غرور و سقوط " متن اظهاراتش را در سال 1974 میلادی (1352 شمسی) خطاب به بازرگانان انگلیس و كسانی كه دست اندر كار تجارت و معامله با ایران بودند، چنین به رشته تحریر درآورده است:
".... نخستین كاری كه اینجا میكنید این است كه تا میتوانید كالاهایتان را بفروشید و فقط در صورتی سرمایهگذاری كنید كه برای فروش كالایتان چارهای جز این كار نداشته باشید. اما اگر مجبور باشید در اینجا سرمایهگذاری كنید به میزان حداقل ممكن، سرمایهگذاری كنید و صنایعی را انتخاب كنید كه قطعات و لوازم آن از انگلستان وارد شود، مانند صنایع مونتاژ كه در واقع سوار كردن قطعات صادراتی انگلیسی در ایران است. در این محدوده و با توجه به این نكات، من معتقدم كه ایران، یكی از بهترین بازارهایی است كه شما میتوانید برای مصرف كالاهای خود در جهان سوم پیدا كنید. " (3)
اظهارات سفیر انگلیس كه در اوج روابط حسنه انگلیس با رژیم شاه بیان شده، نشاندهنده ماهیت سیاست انگلیس نسبت به ایران و سایر ملل جهان سوم میباشد. مسلماً توصیه مقامهای انگلیسی به كسانی كه مسئولیت طراحی و سازماندهی امور قانونگذاری، اقتصادی، گمركات، تبلیغات و... ایران را به عهده داشتهاند نیز در راستای همین سیاست، برای رشد مصرف گرایی در ایران بوده است. آمریكا نیز همین سیاست را در مورد ایران داشته است.
اظهارات هویدا نخست وزیر بهایی زمان شاه و عامل انگلیس مبنی بر اینكه هر ایرانی باید یك پیكان داشته باشد، در راستای همین سیاست، یعنی فروش پیكان هایی كه قطعات آن همگی از انگلستان وارد شود بوده و البته این امر به قیمت خالی شدن زیر پای مردم از نفت به نفع انگلستان اتخاذ می شده است.
اما توطئه علیه ملتهای مسلمان و سایر كشورهای جهان سوم، یك سیاست دیرینه است كه آمریكا از سالها قبل آنرا دنبال میكرده است و طبیعتا انگلستان نیز در سیاست های استعماری خود، از قرنها پیش به اجرا در آورده بود.
با توجه به مطالب فوق باید تلاش كرد از نفت و گاز این سرمایه عظیم و خداداد به نحو صحیحی برای توسعه پایدار، عمران و آبادانی كشور و تبدیل امكانات بالقوه كشور به بالفعل استفاده كرد و از طریق كار و تلاش بی وقفه آحاد ملت، محرومیت و فقر را از این كشور اسلامی زدود.
پی نوشتها
1- جرالد سگال مدیر مطالعات انستیتوى بین المللى استراتژیك لندن در هفته نامه آمریكایى نیوزویك در فروردین ماه 1377 بر مطلب مذكور تاكید كرده بود.
2 - روزنامه كیهان مورخ 18 فروردین 1380
3 - پارسونز، آنتونى، غرور و سقوط، ترجمه منوچهر راستین، تهران، انتشارات هفته، چاپ اول 1363، ص30.